پیوند ها

باران یعنی تو بر میگردی
نزار قبانی شاعر شهیر سوری است .عده ای او را پرنفوذترین شاعر در دنیای عرب امروز می دانند. بن مایه شعر او حس و عاطفه است که سعی کرده است عشق و سیاست را به تصویر و نقد بکشد. مرگ همسرش در واقعه انفجار سفارت عراق در بیروت و همچنین اوضاع سیاسی جهان عرب تاثیر عمیقی بر شعر او گذاشت .به گونه ای که خودش سرود: از من شاعری ساخت که با دشنه می سراید . او نیز چون شاملو معتقد است که شعر بر او می بارد و او تصمیم به سرودن نمی گیرد. آثار او توسط شفیعی کدکنی و غلامحسین یوسفی و بسیاری دیگر به فارسی ترجمه کرده است.:
میخواهم نامهیی برایت بنویسم
که به هیچ نامهی دیگری شبیه نباشد
وَ زبانی نو برای تو بیآفرینم
زبانی همْترازِ اندامت
وَ گُسترهی عشقم !
میخواهم از برگهای لغتْنامه بیرون بیایم
وَ از دهانم اجازهی سفر بگیرم !
خستهاَم از چرخاندن زبان در این دهان !
دهانی دیگر میخواهم
که بتواند به درختِ گیلاس،
یا چوب کبریتی بَدَل شَود !
دهانی که کلمات از آن بیرون بریزند ،
مانندِ پریانِ دریایی از امواجِ دریا
وَ کبوتران
از کلاهِ شعبدهباز !
کتابهای دبستانم را از من بگیریدُ
نیمکتهای کلاسم را ،
گچها وُ قلمها وُ تخته سیاه را
از من بگیرید ،
تنها واژهیی به من ببخشید
تا آن را
چون گوشواری به گوشِ معشوقِ خود بیاویزم !
انگشتانی تازه میخواهم،
برای دیگرگونه نوشتن !
از انگشتانی که قد نمیکشند،
از درختانی که نه بُلند میشوندُ نه میمیرند بیزارم !
انگشتانی تازه میخواهم،
به بُلندای بادبانِ زورقُ گردنِ زرّافه،
تا معشوقهی خویش را پیراهنی از شعر ببافم
وَ الفبایی نو بیآفرینم برای او !
الفبایی که حروفش
به حروفِ هیچ زبانِ دیگری مانند نباشند !
الفبایی به نظمِ باران !
الفبایی از طیفِ ماهُ
ابرهای خاکستریِ غمْناک
وَ درد برگهای بید
زیرِ چرخِ دلیجانِ آذر ماه !
میخواهم گنجی از کلمات را پیشْکشَت کنم
که هرگز هیچ زنی به نصیب نبُرده وُ نخواهد بُرد !
کسی به تو مانند نبوده وُ نیست !
میخواهم هجاهای نامم
وَ خواندنِ نامههایم را
به سینهی خستهاَت بیاموزم !
میخواهم تو را به زبانی نو بَدَل کنم !
برچسب های مهم